معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
597
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
مىگفت اين صفات از نعوت و خصايص خلّص اصفيا است ، و گاهى اظهار اين معنى هم مىفرمود كه اى كاش من نزديك وى توانستمى رفتن ، تا شايستى كه آنجا از يوسف خود خبرى يافتن . * * * مرا كاش بودى عناء سفر * كزان گمشده باز جستى خبر بهر مرزوبومى عنان تافتى * مگر زان مسافر نشان يافتى القصه - فرزندان از شدّت مجاعت نزد پدر به شكايت آمدند ، و گفتند : اى پدر مدّتيست مديد و عهدى بعيد كه به هيچ كار ما نپرداختى بلكه نظر بجانب ما نينداختى . * * * گويند مدّت بيست سال بود كه با فرزندان سخن نگفته بود اكنون از روى عجز و اضطرار نزد آن حضرت آمده گفتند : اى پدر گرفتيم كه ما از جمله گناهكارانيم و مستوجب عتاب و عقوبت ، اين اطفال و اهل و عيال چه گناه كردهاند كه بر حال ايشان نگاه نكنى و بر ايشان نظر شفقت نگشائى ، اكنون بقحط و تنگى گرفتار گشتهايم و كار باضطرار رسيده . چون يعقوب پريشانى حال فرزندان را مشاهده فرمود جراحت او تازه و الم او بىاندازه گشت ، آنگاه بعد از استخاره روى به فرزندان آورده . گفت : كه چنين مسموع افتاده كه عزيز مصر بندهايست مؤيّد من عند اللّه ، موصوف بصفات پسنديده و متخلّق باخلاق حميده و در اين قحط سال ، در انبار گشاده و ترازوى عدل نهاده و هر كه متاعى مىبرد در مقابلهء آن از وى انتفاعى مىگيرد ، فرزندان گفتند ما را بضاعتى كه در خورد آن حضرت باشد ميسّر نمىگردد . يعقوب فرمود : وى كريمست و كريمان اندك پذيرند ، و بسيار بخشند . * * *